تبليغاتX
:: دوستت دارم بی نهایت تا قیامت ::

دوستت دارم بی نهایت تا قیامت

راز عشق در این است که باور ها آرمان ها و اهدفتان را با یکدیگر در میان بگذارید



فرود آمد و منبری از نور و روشنی

و خطبه خوان علی و فاطمه بود جبرئیل امین

و طوبی شاد و با نغمه‎های وزین

و صدای سلام و صلوات خدای علّی

و فاطمه یک دنیا و یک دنیا علی

و چه خوب شد که فاطمه گشت همراه علی

و چند فرشته به پشت سر و پیش رو

نوید در می‎دهند شاد باش ای رب منجلی

که وصال در دست فاطمه است و علی

و هزاران سلام و هزاران گل‎واژه نوید

رسید رسید به گوش همه با وصال فاطمه و علی

و مدینه، خانه علی و شور و شوق وصف ناپذیر

رسید ندا که برآیید همه کائنات در جشن فاطمه و علی



ادامه مطلب
+نوشته شده درپنجشنبه 1388/08/28ساعت 7:34 بعد از ظهر توسط عاشق |

+نوشته شده درسه شنبه 1388/08/26ساعت 9:15 بعد از ظهر توسط عاشق |

+نوشته شده دردوشنبه 1388/07/27ساعت 10:4 بعد از ظهر توسط عاشق |

+نوشته شده دریکشنبه 1388/07/19ساعت 7:1 قبل از ظهر توسط عاشق |

+نوشته شده دریکشنبه 1388/06/29ساعت 4:5 بعد از ظهر توسط عاشق |

میون این فاصله ها بودن تو یه نعمته
حتی اگه یه شب باشه سفر با تو
غنیمته
شب سفر یه حادثه ست برای تو
برای من

یه
فرصت
بدون شک واسه دوباره پر زدن
آخر این جاده کجاست عبوره یا رسیدنه
حتی دروغ ولی بگو که این شبا
مال
منه
تو این غریبی مدام حرفاتو باور میکنم
تو دست بارونی عشق خستگیمو در می کنم
خاطره ای به رنگ شب نشسته رو ترانه هام
یه لحظه خاکستری ازون سفر مونده برام

+نوشته شده درشنبه 1388/06/14ساعت 3:7 بعد از ظهر توسط عاشق |

+نوشته شده درشنبه 1388/05/31ساعت 11:51 قبل از ظهر توسط عاشق |

فرا رسیدن میلاد با سعادت امام حسین حضرت ابوالفضل العباس         

 و امام سجاد علیهم السلام را به جمیع عزیزان و محبان خاندان

عصمت و طهارت تبریک و تهنیت عرض مینمایم

 
منم حسين ابن علي ، پير عشق

كه بسته ام بر همه زنجير عشق
قلب همه صيـد كمند مـــن است
هـــر دل آزاده به بـنـد مــن است
خـانه گرفته عــــرش به زير پـر م
قــوت قـلب علي و كـــو ثــــــرم
قـبله گــه قبلـــه بـــود محضــــرم
بي سرم اما ز دو عالم سرم

 

+نوشته شده دریکشنبه 1388/05/04ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط عاشق |

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

                                                     بین من و تو فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

                                                    گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

                        پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

                                                  .

                                                  .

                                                  .

تو رفتی و دگر اثر از چلچله ای نیست

                                                  گفتی که کمی فکر خودم باشم و از آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

                                                  رفتی تو خدا پشت پناهت به سلامت

                          بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

+نوشته شده درپنجشنبه 1388/05/01ساعت 3:50 بعد از ظهر توسط عاشق |

من تنها بر فراز بال پرستوهای عاشق گذر کردم از اسمان

نگاهت به امید نیم نگاهی که هدیه ی راهم کنی...!

ولی تو.....

چشمهایت را بستی و مرا در رویاهایت غرق کردی و

رفتی....!

برای همیشه..!!

برگشتم....دل کندن از این زندان خیلی سخت بود....!!

+نوشته شده درچهارشنبه 1388/01/19ساعت 9:4 بعد از ظهر توسط عاشق |

نخواستم با غم بسازی
نخواستم هیچی نگی
نخواستم درد دلتو
دیگه با هیشکی نگی

آخه عشق اجباری نیست
تو زندونه من نمون
حالا که فکر رفتنی
دیگه از موندن نخون

تا دیدم می خوای بری
دلم راتو سد نکرد
برو فردا مال تو
دیگه اینجا برنگرد

بدون من ؛ بعد من
دلتو هر جا ، جا نزار
غم با من بودنو
تو ، من بعد یادت نیار

اگه شونت تکیه گامه
پس چرا من تنها شدم؟!
چرا هر لحظم همیشه
منم تنها با خودم

یه تصویر از عکس چشمات
روی دیوار دلم
چقدر قصه ام خنده داره
چقدر بیکاره دلم

تا دیدم می خوای بری
دلم راتو سد نکرد
برو فردا مال تو
دیگه اینجا برنگرد

بدون من ؛ بعد من
دلتو هر جا جا نزار
غم با من بودنو
تو من بعد یادت نیار

اگه شونت تکیه گاهه
چرا من تنها شدم
چرا هر لحظم همیشه
منم تنها با خودم

+نوشته شده درپنجشنبه 1388/01/06ساعت 2:53 بعد از ظهر توسط عاشق |

چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهايي
چقدر هم تنها
خيال مي
کنم
دچار آن رگ پنهان رنگها هستي
دچار يعني عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهي کوچک دچار آبي درياي بيکران باشد
چه فکر نازک غمناکي
خوشا به حال گياهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روي شانه آنهاست
نه وصل ممکن نيست
هميشه فاصله اي هست
دچار بايد بود
وگر نه زمزمه حيرت ميان دو حرف حرام خواهد شد
و عشق
صداي فاصله هاست
صداي فاصله اي که غرق ابهامن

+نوشته شده درشنبه 1388/01/01ساعت 0:19 قبل از ظهر توسط عاشق |

 

دلم گرفته می دونی چرا؟

براي تويي كه تنهايي هايم پر از ياد توست...

براي تويي كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...

براي تويي كه احساسم از آن وجود نازنين توست...

براي تويي كه تمام هستي ام در عشق تو غرق شد...

براي تويي كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...

براي تويي كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردي...

براي تويي كه وجود بي ارزشم را محو وجود نازنين خود كردي...

براي تويي كه هر لحضه دوري ات برايم مثل يك قرن است....

براي تويي كه ســـكـــوتــــت سخت ترين شكنجه من است....

براي تويي كه قــــــــــــلــــــــــــــبـــــــــت پـــــــــــــاك است...

براي تويي كه در عشق، قـــــــــــلــــــبــــــــت چه بي باك است...

براي تويي كه عـــــــــــشـــــــــــــقــــــــــــــــت معناي بودنم بود...

براي تويي كه غـــــــــــــــمـــــــــــــــهـــــــايــت معناي سوختنم بود...

فقط تو

را

 

فقط برای تو

 

 

 

+نوشته شده درشنبه 1388/01/01ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط عاشق |

سال خوبی داشته باشی محسنم

+نوشته شده درجمعه 1387/12/30ساعت 4:36 بعد از ظهر توسط عاشق |

من دلم میخواهد

خانه ای داشته باشم پر دوست

كنج هر دیوارش

دوستانم بـنشینند آرام

هر كسی میخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد

شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست

شرط آن داشتن یك دل بی رنگ و ریاست

بر درش برگ گلی میكوبم

و به یادش با قلم سبز بهار

مینویسم : ای یار خانه دوستی ما اینجاست !

تا كه دیگر نگوید سهراب :

 

خانه دوست كجاست ؟

+نوشته شده درسه شنبه 1387/12/27ساعت 10:16 بعد از ظهر توسط عاشق |

در سراشیبی که نامش زندگیست

با همه بیگانگیها می روم

در سکوت سرد غمگین زمان

بی هدف بی یارو تنها می روم

میروم شاید که در دشت بزرگ

در سراشیبی که نامش زندگیست

باز یابم آنچه را گم کرده ام

من تو را گم کرده ام

 

+نوشته شده درسه شنبه 1387/12/27ساعت 10:12 بعد از ظهر توسط عاشق |

+نوشته شده دریکشنبه 1387/12/25ساعت 11:2 قبل از ظهر توسط عاشق |

زیر زیر این چتر بلند،روی این خاک کثیف
همه هستند و زهم مینالند،همه هستند و ز هم بیزارند
اما تو جنس بهاری
تو که چون کوه بلندی،تو که چون آب زلالی
تو همون فرشته ای که پرهاش رنگ بلوره،رنگ نوره
مثل آدما تو نیستی،آخه از جنس ما نیستی
تو یه فکری،یه خیالی،یه توهم،یه سرابی،تو بهاری
ولی نه بهاری که اول ساله،تو از اون بهارای آخر سالی
تو بهاری چونکه سبزی،چونکه شادی
ولیکن از آخرین فصلای سالی،چونکه دوری،خیلی دور
+نوشته شده دریکشنبه 1387/12/25ساعت 10:56 قبل از ظهر توسط عاشق |

صدا كن مرا...

صداي تو خوبست!

صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است

كه در انتهاي صميميت حزن مي‌رويد

در ابعاد اين عصر خاموش

من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم!

بيا تا برايت بگويم كه تنهايي من چه اندازه است..

و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش بيني نمي‌كرد

«و خاصيت عشق اينست»

+نوشته شده درجمعه 1387/12/23ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط عاشق |

 

انتظارتا میکشم هنوز .....

+نوشته شده درجمعه 1387/12/16ساعت 1:37 قبل از ظهر توسط عاشق |